منصور امان
در همان حال که خانواده های
جانباختگان خیزش، در میان تهدیدهای
دژخیمان آیت الله خامنه ای پیکر عزیزان
خود را به خاک میهن می سپارند، هزاران
جوان، زن و مرد بازداشت شُده در سراسر
کشور، تیغ جلادان را بر گلوی خود حس می
کُنند.
چگونگی رقم زده شُدن وضعیت و سرنوشت
خانواده ها و زندانیان، تاثیر تعیین
کُننده ای بر سرنوشت و موقعیت جُنبش
کُنونی دارد. پُرسش اصلی در این رابطه این
است که چه کسی در باره آنها تصمیم خواهد
گرفت و کُدام طرف رویارویی، مردُم یا
حُکومت به گونه فعال تری دست به کار می
شود؟
تا آنجا که به آدمکُشان آقای خامنه ای برمی
گردد، آنها چه با چرخاندن شمشیر بر
تریبونهای عُمومی و چه با نمایش خیابانی
وحشیگری و بربریت، جای تردیدی در مورد نیت
خود و نیز آنچه که هم اکنون در دخمه های امن
ولی فقیه بر فرزندان کشور می رود باقی
نگُذاشته اند.
از سوی دیگر، تحرُک بخشی از مُنتقدان
شُعبده بازی انتخاباتی "نظام" در این زمینه
از سطح دلسوزی مُنفعلانه و یا بدتر از آن،
فیلتر کردن زندانیان و جان باخته ها به
خواص و عوام و در مواردی "خودی" و "غیر خودی"
فراتر نمی رود.
نُکته هُشدار دهنده تری که بر این واقعیت
پیشینه دار افزوده می شود، گرد و خاکهای
لفظی و روضه خوانی مجلس گرم کُن کسانی چون
آقای موسوی یا حُجت الاسلامها کروبی و
خاتمی است که می تواند با وانمود گشتن به
جای اقدام واقعی و عملی، باعث گُمراهی و
آسودگی خاطر دروغین همه آنهایی شود که می
توانند و می خواهند کارد و شلاق را از کف
دژخیمان بیرون بکشند.
خیزشی که نقشه های 6 ساله آیت الله خامنه ای
و باند نظامی – امنیتی او را تنها در عرض
چند روز درهم پیچید و از ولی فقیه و
گُماشته اش در داخل و خارج جُز کاریکاتوری
از سرجوخه های کودتایی آفریقا به جا
نگُذاشت، می تواند با اعتماد به نفس تمام،
قُفل سلولها و درب اُتاقهای شکنجه را
بشکند. ابتکار عمل در اختیار مردُم است.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 9:58  توسط روجاسپهری
|
